تبلیغات اینترنتیclose
اشعار سهیل محمودی ص2
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

ای خوشا از تو سرودن هر روز

همه جا فكر تو بودن هر روز

مثنوی با تو نوشتن هر شب

غزلی از تو سرودن هر روز

وقتی از كوچه ما ميگذری

در به روی تو گشودن هر روز

از تو لبخند تقاضا كردن

زنگ آيينه زدودن هر روز

يله بر موجی ، از عطر و نسيم

روی موی تو غنودن هر روز

هر شب از ياد تو گفتن با خويش

خاطرات تو شنودن هر روز

بانی صبح گريبان تو را

از ته قلب ستودن هر روز

در دل جنگل شب گام زدن

يك سبد پونه درودن هر روز

همه شب همره حافظ بودن

عشق را قصه فزودن هر روز

 

سهیل محمودی

http://ashareasheghaneh.blogfa.com/post/47/%d8%b3


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 547

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

عاقبت يك لحظه هم با دل مدارا مي كنم

لحظه را با حضور عشق زيبا مي كنم

 
بال پروازم نماند اما كنار دست گل

_ مي نشينم _ شاپركها را تماشا مي كنم


در فلات سيب ، از زنبيل لبريز بهار

چند تكه عشق و زيبايي تقاضا مي كنم
 

كوچه را وا مي نهم با هايهوي خستگيش

در ميان دره ، جايي دنج پيدا مي كنم


مثل حس عشق ، كم كم _ با مداراي زياد _

خويشتن را اندك اندك ، در دلي جا مي كنم
 

در كوير دور ، مي گيرم سراغ رود را

رود را در مي نوردم ، رو به دريا مي كنم
 

عشق را مي آورم در معبد رنگين كمان

قامت هفت آسمان را ، پيش او تا مي كنم

 
عشق ! اي هر روز من ! چندي است تنها مانده ام

بي تو ، هر شب ، با سكوت خويش نجوا مي كنم
 

من چپم ، خالي است ، اما _ راستي را ، بي دريغ ! _

مشت خود را با دلي پر ، پيش تو وا مي كنم
 

مي روم يك روز ، بي ترديد _ خاطر جمع باش !_

گر چه بعضي وقتها امروز و فردا مي كنم

 

 سهیل محمودی

http://khake-negah.blogfa.com/cat-1.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 518

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

دل من سیاه است

رنگ آبی را خیلی دوست دارم

روزهای روشن آفتابی را خیلی دوست دارم

لبت رو بچین و هر چی می خوایی بگی بگو

اخم و تخمهای انابی رو خیلی دوست دارم

من از دعواهای راست راسکی خیلی بدم میاد

دوستی های قلابی رو دوست دارم

با تو هوای تو اگه باشه خیالی ندارم

شب تا صبح گریه و بی خوابی را خیلی دوست دارم

می دونم یک روز می یایی همه،

بی قرارتن انتظار و بی تابی رو خیلی دوست دارم

 

 

سهیل محمودی

http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?p=156111


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 523

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب

 جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب

هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام

تا مگر بر تو رسد از من صدایی روز و شب

عاشقانه کو به کو شهر شما را گشته ام

تا بیابم شاید از تو، رد پایی روز و شب

دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها

 بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب

پیش رویم قاب عکسی از تو دارم ماه من

 روز و شب با یاد تو، دارم صفایی روز شب

 

سهیل محمودی

 http://ghambarak.blogfa.com/post-796.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 623

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

آه...از گریه های تنهایی

وای...از ناله های شیدایی

یک نفر باز ، خط خطی کرده

شعر های مرا به تنهایی

در شب کوچه های ابر آلود

می کنم با خود هم آوایی

آتش افتاد در میان دلم

سوخت این خانه ی مقوایی

لحظه ی خنده های ساده ی تو

پر شکوه و قریت زیبایی

تو اگر با منی ، خیالی نیست

عاشقت را ز بیم رسوایی

کیش ما ، کیش مهر خواهد بود

گرم باد آتش اهورایی

یاد تو ، در برابر ذ هنم

یعنی آیینه ای تماشایی

فاتح دست های من بودی

که چنین سر بلند می آیی

 

سهیل محمودی

http://jelveie-saghi.blogfa.com/page/soheile-mahmoodi.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 17

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

بعدازابتدای فتخ قله های دوردست

چیست انتهای ناگوار ما به جز شکست

بازوان گرم ما به هم گره نمی خورند

در مسیر خود به هم نمی رسند این دودست

مابه هم نمی خوریم تو کجا ومن کجا

سمت تو همیشه افتاب وسمت من همیشه شب

توبروبه سمت دوردست خود که غیر تو

هر که بود بازهم به پای من نمی نشست

توبرو نیاز خویش رابه من گره مزن

هیچ کس دخیل بردرختی اینچنین ننشست

عشق رابه شاخه های خشک وبی جواب من

هر که بسته بود باز  باز امدوگسست

توبرو اگرچه نیستی ولی به یاد تو

شعرهای گرم وعاشقانه ام همیشه هست

 

 

سهیل محمودی

http://barfy.blogfa.com/post-198.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 444

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

تقدیر

 

 


از آسمان ابري ام تقدير مي بارد

يعني - دل من سرنوشت مبهمي دارد


دستم - که عمري بي طرف بود - از تو ،بعد از اين

دگر نمي خواهد که آسان دست بردارد


مانند من - در رفتن و ماندن - دو دل هستي

آري،تو هم ، بي من دلت طاقت نمي آرد


من کوچه تنهايم ، اما در سکوت من 

تنها تو هستي آنکه بايد گام بگذارد


چشمان اين کوچه ،همه شب کهکشان ها را

پيش خودش ، راه عبور تو مي انگارد


اين کوچه - گرچه کوچه اي بن بست و بي عابر -

مي خواهد اما ، خويش را در دست تو بسپارد :


تا بلکه لحظه احظه اندوه خود را نيز

با انعکاس گام هر گام تو بشمارد

 


 سهیل محمودی

http://www.taliesadat.ir/cat-1.aspx

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 430

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

سیل نور

 


ای صدایت خوش‌تر از آواز آب!
تشنگان را نیست دیگر صبر و تاب

از حجاب ابر غیبت، ماه من!
پای رجعت نِه، به چشمان رکاب

دست خود از آستین حق برآر
تا که تیغت را ببوسد آفتاب

اینک این آغوش باز جاده‌ها
ای سوار عشق! بگذر باشتاب

برتن شب ریز، سیل نور را
آفتابا! بر دلم لَختی بتاب

هجرت ـ ای از ما به ما نزدیک‌تر! ـ
می‌برد از دل قرار، از دیده خواب

بی‌جواب از تو نمانَد پرسشم
پرسشم از تو نماند بی‌جواب

 

 

سهیل محمودی


http://313yaar.persianblog.ir/post/179/


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 589

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

دست تو باز می کند پنجره های بسته را

هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را

دو باره پاک کردم و به روی رف گذاشتم

آینه ی قدیمی غبار غم نشسته را

پنجره بی قرار تو کوچه در انتظار تو

تا که کند نثار تو لاله ی دسته دسته را

شب به سحر رسانده ام دیده به ره نشانده ام

چشم به راه مانده ام جمعه عهد بسته را

این دل صاف کم کمک شدست سطحی از ترک

آه شکسته تر مخواه آینه شکسته را...

 

 

سهیل محمودی

http://313yaar.persianblog.ir/post/501/


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 451

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


کی آرزوشه من و تو تهی بشیم و بی نصیب
بهارمون خزون بشه

 در ارزوی طعم سیب
سر کوچه هامون پسرا رنگ بطالت بپاشن

دخترا تو خیابونا عروسک کوکی باشن
چقدر ریا چقدر فریب

 این کارا که زرنگی نیست
یگانگی چه عیبی داشت مذهب ما دور نگی نیست
 تو خلسه های بی شهود تو لحظه های بی فروغ

شیشه مون از جنس فریب آئینه مون از نوع دروغ
این همه نیرنگ و بزک

به چهره ما نمی آد
چشمی که حقو ببینه

 عینک دودی نمی خواد
کی بود چی بود چی پیش اومد

کی دست و بالمونو بست
حرمت آسمونو

 تو نگاه خستمون شکست
حالا من و تو موندیم و دنیای خاکستری مون
با حسرت آسمون آبی بالا سرمون

 

سهیل محمودی

http://gahobigaheman.blogfa.com/post-128.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 360

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

مثل یه انار سرخه دل اون که خیلی مرده
انگاری یه لخته خونه، پنداری یه دنیا درده

روح بی کس و غریبش کنج این شهر فراموش
طرح یه جنگل سبزه توی برکه های خاموش

مرد اون که زندگیشو نفروشه به چند تا سکه
 سرشو بالا بگیره با یه روح تکه تکه

مرد اونه که نعره هاشو تا ستاره می رسونه
در حصار خاکه اما از تبار آسمونه

ای خوشا قلندرانه جز به حق دل نسپردن
مثل مردای تو قصه خون دل خوردن و مردن

 

 

سهیل محمودی

http://gahobigaheman.blogfa.com/post-128.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 484

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

هر آنچه منتظرش بودم اتفاق افتاد
دوباره عشق، خودِ عشق کار دستم داد

کجاست آنکه مرا شرحه شرحه می طلبید؟
که باز عشق مرا تکه تکه داده به باد

اگر چه زیستنم از بهانه خالی بود
به یمن عشق، پُرم از بهانه های زیاد

پرنده ای که نگاهش از آسمان پُر بود
به روی شاخه ی خالیم آشیانه نهاد

مرا به اسم صدا کرد با زبان بهار
تمام زندگی ام را به دست باران داد

کسی به عشق مرا خواند - در سیاهی محض -
که هرگزم نرود نام آبی اش از یاد :

زنی که سایه ی نیلوفرانه ی خود را
قلندرانه فکنده بر این خراب آباد

اتاق کوچک من، از هوای «دوست» پُر است
اتاق کوچک من، بی هوای «دوست» مباد

 

 

سهیل محمودی

http://www.iranjoman.com/showthread.php?t=39159


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 403

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

دلم شکسته ترین شاخه ی درخت خداست
دل شکسته ی من نیز چون خدا تنهاست

به غربت دل من هیچ دل نمی سوزد
مباد هیچ کسی را دلی چنین که مراست

میان آینه ی چشمهای من قدری
بخند! جلوه ی مهتاب نیم شب زیباست

به وقت فاصله، لبخند تو پلی ست عظیم
که بی گذشتن از این پل، عبور بی معناست

مگر که گام نهی در حریم کوچه ی ما
همیشه باز، نگاه تمام پنجره هاست

نگاهت ، از سر من دست برنمی دارد
چه فتنه ای ست که در چشم های تو پیداست ؟

سری به سینه بنه ، ژاله باش داغ مرا
که دل ، شقایق پژمرده ای در این صحراست


 

سهیل محمودی

http://www.iranjoman.com/showthread.php?t=39159


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 847

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

آسمانم را گرفتی، سایبانم را مگیر
بال‌هایم را شکستی، آشیانم را مگیر

نامی از من بر زبان جاری مکن، بگذار تا
مدتی هم در خودم باشم، نشانم را مگیر

طعنه‌های آشکارِ لحظه‌های شک و خشم
گریه‌ی پنهانی و سوز نهانم را مگیر

وقت «نه» گفتن به نامردم، دهانم را مبند
لحظه‌ی آتش به پا کردن زبانم را مگیر

راحتم از بیم دشمن، فارغم از خیر دوست
دوستانم را رها کن، دشمنانم را مگیر

روزگار! ای بی‌مروت فتنه‌ی ایمان سِتان
هرچه می‌خواهی بگیر، اما امانم را مگیر

 

 

سهیل محمودی

http://skijack.blogfa.com/cat-122.aspx

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 575

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

خوب من! عشق همین نیست که می‌پنداری
دوست دارم كه به اين وسوسه تن نسپاری

مي‌رسد آخر اين جاده به تشويش و جنون
بهتر آن است در اين راه قدم نگذاری

عشق يعنی كه خودت را به كناری بِنَهی
مثل موج آن طرف خويش قدم برداری

عشق يعني نه شبت چون شب و نه روزت روز
گامی آن سوتر از اين دايره تكراری

يک نفر پيش تر از تو، به من اين را آموخت
مثل يك سنگ شوم با همه دشواری ...
                                                                           
 

سهیل محمودی

http://skijack.blogfa.com/cat-122.aspx


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص2, | بازديد : 1004

صفحه قبل 1 صفحه بعد