تبلیغات اینترنتیclose
اشعار سهیل محمودی ص3
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


..... براي زيستنم يک بهانه اينجا نيست !

**

در اين خزان که شکوه بهار با ما نيست
شکسته حال تر از من ميان گلها نيست

بهار بي تو چه رنگ است ؟ هرچه هست اي دوست
بهار بي تو مرا هرچه هست ، زيبا نيست

پرنده ها همه تا سبز ميروند ، اما
در اين سياهي غم فرصت تماشا نيست

در اين قفس دلم از زندگي به تنگ آمد
براي زيستنم يک بهانه اينجا نيست

به جاي آبي ، باران سياه پوشيده ست
افق کبودتر از زخم ماست ، آيا نيست؟

شبي که عشق به آرامي از کنارم رفت
دويدم از پي او تند ، ديدم اما نيست

به تو، به عشق، به شادي ، به من، به غم، به غزل
کسي که فکر کند يک دقيقه حتا نيست

من از شجاعت از عشق گفتن آمده ام
که هيچ ، هيچ کسي مثل عشق تنها نيست

بيا به گرمي آغوش هم پناه بَريم
که در سراسر شب يک چراغ پيدا نيست

براي پرسه زدن با ستاره ها تا صبح
به جز سهيل و به جز تو کسي مهيا نيست

 


 سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 405

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی

......به زمین خوردم و افتادم ، برخیز و بیا !

**

من کی ام؟ رهگذر کوچه ی تنهایی ها
روح تنهایی و مجموعه ی شیدایی ها

وسعت مشرق خورشیدیِ روی تو کجاست؟
که به تنگ آمدم از این همه یلدایی ها

مثل یک کوه شکستیم و نشستیم، ولی
باز با ماست همان صبر و شکیبایی ها

آسمان هم نظرش این است: آبی تر نیست
عشق، از چشم تو، با آن همه زیبایی ها

غرض از عمر بود دیدن رویت، ورنه
من و یک عمر ندامت، من و رسوایی ها

به زمین خوردم و افتادم... برخیز و بیا!
گاه گاهی به تماشای تماشایی ها

گر چه افتادم، در کسوت درویشی ها
گر چه تن دادم، با خلوت بودایی ها ؛

باز خشنودم ـ باور کن ـ خشنودم باز
به همین کنج غم و گوشه ی تنهایی ها

به هوای تو مرا شور غزل در سر باد!
که تویی مقصد من از سخن آرایی ها

 

سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 385

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


.... دوباره عشق !

هر آنچه منتظرش بودم اتفاق افتاد
دوباره عشق، خودِ عشق کار دستم داد

کجاست آنکه مرا شرحه شرحه مي طلبيد؟
که باز عشق مرا تکه تکه داده به باد

اگر چه زيستنم از بهانه خالي بود
به يمن عشق،پُرم از بهانه هاي زياد

***
پرنده اي که نگاهش از آسمان پُر بود
به روي شاخه ي خاليم آشيانه نهاد

مرا به اسم صدا کرد با زبان بهار
تمام زندگي ام را به دست باران داد

کسي به عشق مرا خواند - در سياهي محض -
که هرگزم نرود نام آبي اش از ياد :

زني که سايه ي نيلوفرانه ي خود را
قلندرانه فکنده بر اين خراب آباد

***
اتاق کوچک من،از هواي دوست پُر است
اتاق کوچک من،بي هواي دوست مباد

 

 سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 541

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


بی تو امّا عشق بی معناست ، می دانی ؟
دست هایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هرچه می خواهیم - آری - از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزادِ عطش بودم
روح تو ، هم - سایه ی دریاست می دانی؟

« دوستت دارم ! » ، همین ، این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! بی هیچ تردیدی ، بمان با من
عشق یک مفهوم بی « امّا » ست ، می دانی؟

 

سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 484

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 عاشقانه ی دلتنگ !

 

.. اما تو هم ، یاد از صفای من نکردی
یاد از صفای بی ریای من نکردی

با باد بالیدی و در باران گذشتی
پرواز حتی در هوای من نکردی

لبخندهایت را به من بخشیدی ــ اما
فکری برای گریه های من نکردی

من ، قصه از زنجیر میگفتم ، ولی تو
خود را اسیر ماجرای من نکردی

جز طعنه های خود ـــ که کاری سهمگین بود ــ
این روزها ، کاری برای من نکردی !

 

 سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 528

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط سید مجتبی محمدی

.ستاره ی سرگردان


ستاره /هراسان
ستاره/سرگردان
ستاره
همه ی این سالهای نوری تاریک را
در پیچ و تاب گیسوان تو
پریشان تابیده
ستاره
به خاطر قطب چشمان تو
مجذوب جاذبه ی تنهایی ست.

مرا
از مدارِ
قرارِ
خود
رها مکن
وگرنه
به زندان زندگی
پرتاب می شوم...

 

سهیل محمودی


از مجموعه ی : از شلوغی پیاده روها


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 404

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

بی تو امّا عشق بی معناست ، می دانی ؟
دست هایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم
شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هرچه می خواهیم - آری - از همین امروز
از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزادِ عطش بودم
روح تو ، هم - سایه ی دریاست می دانی؟

« دوستت دارم ! » ، همین ، این راز پنهانی
از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! بی هیچ تردیدی ، بمان با من
عشق یک مفهوم بی « امّا » ست ، می دانی؟

 

سهیل محمودی

 از مجموعه ی " عشق ناتمام"

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 773

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

سکوت آواز را از خاطرم بُرد

خموشی ساز را از خاطرم بُرد

فراموشی، مرا از یاد یاران

قفس ، پرواز را از خاطرم بُرد

 

 

سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 397

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط سید مجتبی محمدی

.آپارتمان کوچک من


این تلویزیون همیشه بیکار است...
این ظرف ها
- همیشه بویناک -
از سر و کول هم بالا می روند...
این تخت خواب
از بوی گیسوان عاشقانه ی زنی
که باید باشد
سبکبار است...
این کتاب ها را
موریانه ها مرور می کنند ...
این دفترها و کاغذها
خانه ی عنکبوت است ...
لباس ها
بر تن جالباسی ها و بر شانه ی صندلی ها
بدقواره اند...
دیوارهای مغموم
هیچ قابی را
در آغوش نفشرده اند...
کمدها و کابینت ها
حقیقتا به برهان نظم
دهن کجی می کنند...

***
راستی
انسان اگرچه خدا نیست
تنهاست .

 

سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 503

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 آبان 1392 توسط سید مجتبی محمدی

ما دست در دست با هم

 


ای دل ! به خاطر بیاور،بانگ و هیاهوی باران
در روزهایی که پر بود ، هر کوچه از بوی باران

ما دست در دست باهم ، آشفته و مست باهم
مثل نسیمی گذشتیم ، آهسته از کوی باران

در کوچه ساران غربت ، با پنجه های محبت
چون کودکان شانه کردیم ، انبوه گیسوی باران

ما از تبسم رهاتر ، از خواب هم بی صداتر
رفتیم از شب فراتر ، بازو به بازوی باران

صبح از دمش زنده می شد، گل یک دهن خنده می شد
چشمان بیننده می شد ، مسحور جادوی باران

در خاطرات هست آیا ، آن صبح خاکستری رنگ
کز شهر دریا گذشتیم ، رفتیم آن سوی باران؟

*
امروز اسیر کویرم،از سوختن ناگزیرم
آوَخ اگر تن نشویم ، در جاریِ جویباران

خاموش شمع نگاهم،بر دوش بار گناهم
در کام آتش نبینم،یکبار هم روی باران

 

 

سهیل محمودی

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 644

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


دلواپسي هام  رو بگير از من

غم هام رو اي آيينه حاشا کن


قدري بخند و روشني‌ ها رو

تو چشم خيس من تماشا کن


تو سال‌ها همزاد من بودي

تصويري از ديروز و امروزم


همت کن و ياري م کن، بگذار

تا مهربوني رو بياموزم


آيينه!  اي همسايه ! کاري کن

تا ساعتي پيش تو بنشينم


جز سايه سار مهربون تو

چيزي نه مي‌خوام و نه مي‌بينم


يک عمر دنبال چه مي‌گشتي

درجاده هاي بي سرانجامي


يک عمر گشتم تا که فهميدم

تو سايه بون خستگي هامي


دلواپسي هام رو بگير از من

غم هام رو اي آيينه حاشا کن


قدري بخند و روشني‌ها رو

تو چشم خيس من تماشا کن

 


سهيل محمودي

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 456

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

من به يک احساس خالي دلخوشم
من به گل هاي خيالي دلخوشم

در کنار سفره اسطوره ها
من به يک ظرف سفالي دلخوشم

مثل اندوه کوير و بغض خاک
با خيال آبسالي دلخوشم

سر نهم بر بالش اندوه خويش
با همين افسرده حالي دل خوشم

در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالي دلخوشم

آسمانم: حجم سرد يک قفس
با غم آسوده بالي دلخوشم

گرچه اهل اين خيابان نيستم
با هواي اين حوالي دلخوشم

 

سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 44

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

اي دستهاي شرقي‌ِ از شرم‌ِ نان كبود!
بسيارتان سلام و فراوانتان درود

اينجا چه مي‌كنيد؟ خدا را، چه مي‌‌كنيد
در غربت مكدر شهر غبار و دود؟

اينجا، بر اين بلنداي اجساد برگها
در كوچه‌اي كه پاييز آمد در آن فرود

آوازهاي خستة خود را به باد داد
يك روز عابري كه بهارانه مي‌سرود

اي گامهاي ما كه نشستيد ديرِ دير!
اي دستهاي ما كه شكستيد زودِ زود!

افسوس، با نسيم نبوديد هم‌مسير
اندوه، با پرنده نبوديد هم‌سرود ...

«ابري‌ست خانه‌ام»، چه كنم؟ اي ستاره‌ها!
آيا دري به سمت شما مي‌توان گشود؟

ما نان و گل براي چه در سفره چيده‌ايم؟
نوبت رسيده بود، ولي عاشقي نبود

 

سهيل محمودي


 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 365

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی

  


هر که دل را پيش تو تسليم کرد
مهرباني را به خود تفهيم کرد

با تبسّم هاي تو، ذهنِ خدا
عيدها را ثبت در تقويم کرد

تشنه بود آغوش من، روياي تو
جرعه اي لذت به من تقديم کرد

با تو يک قونيه شيدايي و عشق
تَرکِ عقل و مَسندِ تعليم کرد

با ورودت ، آسمان بي تاب شد
پيش تو ، رنگين کمان تعظيم کرد

مرهم لبخندهاي تازه ات
زخمهاي کهنه را ترميم کرد

سايه ي دريا مرا در خود فشرد
مثل طرح چشم تو آبيم کرد

ساعت خوابيده اش را آفتاب
با طلوع چشم تو تنظيم کرد

دست تو هم خاک را روحيه داد
هم خدا را بينمان تقسيم کرد

با تو، تصوير غزلهاي مرا
عشق در دفترچه ام ترسيم کرد

 

سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 722

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 

عشق،ميراث باستاني ماست


**

عشق،تصوير جاوداني ماست
يادگار تب جواني ماست

با همين سادگي و بي رنگي
عشق،نقاش ماست،ماني ماست:

در زمين،اين "سياقلم"هايش
طرح دنياي آسماني ماست

عشق،اين واژه ي به ظاهر گُنگ
به وضوح غم نهاني ماست

خبر از جاي ما چه مي گيري؟
عشق،تمثيل لامکاني ماست

سمت خوبي-دو کوچه مانده به دوست -
اين خودش ،بهترين نشاني ماست

عشق،چيزي ست مثل يک لبخند
که نمودار مهرباني ماست

عمر بي عشق ما،مصادف با:
مرگ جانسوز و ناگهاني ماست

بايد از او مواظبت بکنيم
عشق،ميراث باستاني ماست

 


سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 474

صفحه قبل 1 صفحه بعد