تبلیغات اینترنتیclose
در اين خزان که شکوه بهار با ما نيست(سهيل محمودي)
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی

 


..... براي زيستنم يک بهانه اينجا نيست !

**

در اين خزان که شکوه بهار با ما نيست
شکسته حال تر از من ميان گلها نيست

بهار بي تو چه رنگ است ؟ هرچه هست اي دوست
بهار بي تو مرا هرچه هست ، زيبا نيست

پرنده ها همه تا سبز ميروند ، اما
در اين سياهي غم فرصت تماشا نيست

در اين قفس دلم از زندگي به تنگ آمد
براي زيستنم يک بهانه اينجا نيست

به جاي آبي ، باران سياه پوشيده ست
افق کبودتر از زخم ماست ، آيا نيست؟

شبي که عشق به آرامي از کنارم رفت
دويدم از پي او تند ، ديدم اما نيست

به تو، به عشق، به شادي ، به من، به غم، به غزل
کسي که فکر کند يک دقيقه حتا نيست

من از شجاعت از عشق گفتن آمده ام
که هيچ ، هيچ کسي مثل عشق تنها نيست

بيا به گرمي آغوش هم پناه بَريم
که در سراسر شب يک چراغ پيدا نيست

براي پرسه زدن با ستاره ها تا صبح
به جز سهيل و به جز تو کسي مهيا نيست

 


 سهيل محمودي


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص3, | بازديد : 406