تبلیغات اینترنتیclose
در این خزان،که شکوه بهار با ما نیست( سهیل محمودی)
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 5 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی


در این خزان،که شکوه بهار با ما نیست
شکسته حال تر از من میان گلها نیست

بهار بی تو چه رنگ است ؟ هرچه هست ای دوست
بهار بی تو مرا هرچه هست ، زیبا نیست

پرنده ها همه تا سبز میروند ، امّا
در این سیاهی شب فرصت تماشا نیست

در این قفس،دلم از زندگی به تنگ آمد
برای زیستنم یک بهانه اینجا نیست

به جای آبی ، باران سیاه پوشیده ست
افق،کبودتر از زخم ماست ، آیا نیست؟

شبی که عشق به آرامی از کنارم رفت
دویدم از پی او تند ، دیدم امّا نیست

به تو،به عشق،به شادی ، به من،به غم،به غزل
کسی که فکر کند یک دقیقه حتّا نیست

من از شجاعت از عشق گفتن آمده ام
که هیچ ، هیچ کسی مثل عشق تنها نیست

بیا به گرمی آغوش هم پناه بَریم
که در سراسر شب یک چراغ پیدا نیست

برای پرسه زدن با ستاره ها تا صبح
به جز " سهیل " و به جز تو کسی مهیا نیست

 

 

 سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص5, | بازديد : 640