تبلیغات اینترنتیclose
شبهای من امّا ...، تهی دستند و ناچیزند( سهیل محمودی)
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 20 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 


شبهای من امّا ...، تهی دستند و ناچیزند
لبریز از کابوسهای وحشت انگیزند

بی هُرم آغوش تو ای گل! دستهای من
متروک تر از باغهای سردِ پاییزند

اعجاز سبز چشمهایت، در بهاری سرخ
بی شک مرا مثل شقایق برمی انگیزند

گلهای سرخ شمعدانی، بی تو _ باور کن ! _
پژمرده می گردند، می خشکند، می ریزند

این کوچه ها، این کوچه های تنگِ بی برگشت
بی آفتاب روی تو، شبهای دهلیزند

حتی درختان نیز، وقتی تو نخواهی ماند
همدوش پاییزند و از اندوه لبریزند
*
بعد از تو، بانو! دستهای کودکی هایم
خود را به دامان چه کس باید بیاویزند؟

بعد از تو، من می مانم و اندوهِ بی پایان
بعد از تو آهنگ غزلهایم غم انگیزند

 


 سهیل محمودی


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص5, | بازديد : 567