تبلیغات اینترنتیclose
روزگاری که عشق،تنها بود( سهیل محمودی)
پیچک ( سهیل محمودی)
شعر و ادب پارسی

 

حلقه   شاعران    دنیا      را              كرده كامل، سهیل محمودی

بین سهراب و حافظ و بیدل              حدفاصل،    سهیل محمودی


سعید بیابانکی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 شهريور 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

روزگاری که عشق،تنها بود
باز،یارِ صمیمی ما بود

آن زمان خانه ی قدیمی ما
با درخت و پرنده یک جا بود

می شد آواز آب را حس کرد
می شد از دوستان دریا بود

درپگاه نگاه ساده ی ما
آسمان غروب،زیبا بود

صبح ها،پنچره به سمت درخت
مثل یک حسِ آشنا وابود

سرِ پا قد چو راست می کردی
افق دوردست پیدا بود

خویش را لای ابر می پیچید
آسمان مثل یک معمّا بود

آفتاب و ستاره و مهتاب
بهترین چیزهای دنیا بود

حسرت و آه و آوخ و افسوس
واژه هایی بدون معنا بود

دست احساس ما به هر کاری
دست میزد،در آن توانا بود

بر سر میز کوچک شادی
هرچه می خواستی مهیّا بود

دوستی،اتفاق می افتاد
با سلامی که روی لب ها بود

مثل لبخندهای طولانی
خاطر غنچه ها شکوفا بود

آه ! آن روزها کجا رفتند؟
روزهایی که عشق با ما بود

 


سهیل محمودی

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار سهیل محمودی ص6, | بازديد : 901